خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۴۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گویی که ماه و مشتری از جرم آسمانتحویل کرده اند بباغ خدایگان
۲
وز ماه و مشتری شده آن خاک پرنگارنوری عجیب صورت و شکلی بدیع سان
۳
نی نی ، که ماه و مشتری از وی ربوده انددر نیکویی فزونی و در روشنی توان
۴
گویی که بوستان بهشتست بر زمینرضوان بماه و مشتری آگنده بوستان
صفحهٔ ۱ از ۱۸