خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۴۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش تا روز فراخ آن صنم تنگ دهان رخ چون لاله همی داشت ز می لاله ستان
۲
رخ او لاله ستان بود و سر زلفک اوزنگیان داشت ستان خفته بر آن لاله ستان
۳
گاه پیوسته همی گفت غزلهای سبکگاه آهسته همی خورد قدحهای گران
۴
نافه ها یافت ازو خانه پر از مشک سیاهباغها دید ازو دیده پر از سرو روان
صفحهٔ ۱ از ۱۳