خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۵۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بمژده خواستی آن نور چشم و راحت جانبر من آمد پروین نمای و ماه نشان
۲
نهفته انجم او در عقیق عنبر بویشکسته سنبل او در سهیل مشک افشان
۳
درست گفتی بر مه بنفشه کاشت همیشکسته سنبل آن آفتاب ترکستان
۴
بزیر سنبل مشکین او همی رفتندهزار دل بخروش و هزار جان بفغان
صفحهٔ ۱ از ۱۲