شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو عاشق شد دل و جانم رخ و زلفین جانان رادل و جان را خطرنبود دل این را باد و جان آن‌را
۲
من‌ از جانان دل و دین را به حیلت چون نگه دارمکه ایزد بر دل و جانم مسلط‌ کرد جانان را
۳
نگارینی که چون بینی لب و دندان شیرینشبه شَکّر برورش دادند گویی دُرّ و مرجان را
۴
به دندان و لب شیرین مسلم نیست دل بردنجز آن یاقوت لب، معشوقِ مروارید دندان را
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth