خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۱۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتی که او نسب از لعبتان چین داردبه روز پاک بر از شب هزار چین دارد
۲
شب سیاه نباشد قرین روز سفیدبس او چگونه شب و روز را قرین دارد
۳
به زلف و جعد همه سال پرخم و شکن استخم و شکن همه بر عارض و جبین دارد
۴
ز درد حرمان پشت مرا چنان داردز داغ هجران روی مرا چنین دارد
صفحهٔ ۱ از ۹