شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۴۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا مبارک رایت شاه جهان آمد پدیددر خراسان نقش رَوضات الجَنان آمد پدید
۲
پیر بود از برف و از سرما خراسان مدتیشد جوان تا طلعت شاه جوان آمد پدید
۳
بر زمین از ابر لؤلؤبار و بادِ مشک‌بیزفرشهایی چون مُنَقّش پرنیان آمد پدید
۴
تودهٔ کافور اگر پنهان شد اندر کوهسارسوسن کافورگون در بوستان آمد پدید
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth