خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۶۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف سیه تو ای بت دلبرهرگاه بود به صورتی دیگر
۲
گه چون زر هست و گاه چون چوگانگه چون سپر است و گاه چون چنبر
۳
گاه از گل و ارغوان کند بالینگاه از مه و مشتری کند بستر
۴
گه تابد و گه شود خَم اندر خَمگه پیچد و گه زند سر اندر سر
صفحهٔ ۱ از ۸