شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۸۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز دارٍُالملک رفته مدتی سوی سفربازگشته سوی دارالملک با فتح و ظفر
۲
نرد ملک و نرد دولت باخته در یک ندبکار دین و کار دنیا ساخته در یک سفر
۳
برده در شام و بلاد روم بی‌رهبر سپاهکرده بر آب فرات و دجله بی‌کشتی‌ گذر
۴
ملکهای شام را ترتیب داده یک به یکمالهای روم را تقریرکرده سر به سر
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth