شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۹۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در هر چمن از گردش خورشید منوردُرّست به پیمانه و مشک است به ساغر
۲
دری که بدو روی زمین گشت موشحمُشکی که بدو روی هوا گشت معطر
۳
گر زنده نگشتند به‌ گلزار و به‌ کهسارهم مانی صورتگر و هم آزر بتگر
۴
کهسار چراگشت پر از صورت مانیگلزار چرا گشت پُر از لعبت آزر
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth