خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۹۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه تابان دیدهای تابان ز سرو جانورگر ندیدستی بدان زیبا نگار اندر نگر
۲
تا رخ و بالای او معلوم گرداند توراکاسمان را ماه گویای است و سرو جانور
۳
بینی آن رخ کز نگار و رنگ او بیقدر شدصنعت بافندهٔ دیبای روم و شوشتر
۴
بینی آن بالا که تا او را بلندی داد چرخپست شد سرو سهی در کشمر و در غاتفر
صفحهٔ ۱ از ۹