شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۱۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازآمد از سفر به حضر صدر روزگاربا عصمت و عنایت و تأیید کردگار
۲
کرده به رای قاعدهٔ عقل را قویداده به عقل مملکت شرق را قرار
۳
کم گشته از سیاست او کید دشمنانافزوده از کفایت او گنج شهریار
۴
حاصل شده ز مصلحتِ روزگار اوخشنودی خدای و خداوند روزگار
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth