خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۵۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با نصرت و فتح و ظفر آمد به نشابورسلطان همه روی زمین خسرو منصور
۲
هر جا که رسد شاه به شادی و سعادتاز دولت و اقبال رسد نامه و منشور
۳
سنگی که بدان دست برد شاه معظمنشگفت اگر آن سنگ شود لؤلؤ منثور
۴
خاکی که بر او پای نهد شاهِ جهاندارنشگفت اگر آن خاک سود عنبر وکافور
صفحهٔ ۱ از ۶