شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۵۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا رایت منصور تو ای خسرو منصوراز ری حرکت کرد سوی شهر نشابور
۲
فرمان تو مالک شد و شاهان همه مملوکشمشیر تو قاهر شد و خصمان همه مقهور
۳
نقطه است شهنشاهی و فرمان تو پرگارگنج است جهانداری و شمشیر تو گنجور
۴
شیری تو و شاهان همه در جنب تو نخجیربازی تو و خصمان همه در پیش تو عُصْفور
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth