شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۷۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا همی بگزینی تو بر وصال فراقچرا همی ز خراسان روی به‌ سوی عراق
۲
تن مرا تو همی امتحان کنی به بلادل مرا تو همی آزمون‌ کنی به فراق
۳
تو را که گفت که بُگسِل ز بیعت و پیمانتو را که گفت که بگذر ز وعده و میثاق
۴
همی کنی تن من چون تنورهٔ برزینهمی نهی دل من در شکنجه وراق
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth