خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۹۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چنبر پرحلقه و ان حلقه پرخمدام است و کمندست بر آن عارض خرم
۲
دامی و کمندی که ز بهر دل خلق استچون سلسله پُر حلقه و چون دایره پرخم
۳
از دیدن آن دلبر و نادیدن آن ماهیک روز کنم شادی و یک روز خورم غم
۴
گاه از طلب وصل مرا گرم شود دلگاه از تعب هجر مرا سرد شود دم
صفحهٔ ۱ از ۱۲