شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۲۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید باکوکبهٔ خویش درآمد به جهانوز جهان با سپه خویش برون شد رمضان
۲
نوبت باده و چنگ طرب‌انگیز رسیدنوبت شربت و طبل سَحَر آمد به کران
۳
کرد باید طرب آغاز که در نوبت عیدتنگ دل بودن و بیکار نشستن نتوان
۴
نتوان‌ کرد از این بیش ز بت رویان صبرنتوان بود از این بیش ز می خشک دهان
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth