خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۳۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زرگری سازد همی باد خزان اندر رزانزان همی زرین شود برگرزان اندر خزان
۲
زردی و سرخیم از عشق است کز تیمار اوزردی و سرخی پذیرد چهره و اشک روان
۳
چون کند باد خزانی زعفرانی بر درخترنگ غم پیدا شود بر روی باغ و بوستان
۴
چون هوا پنهان شود در زیر عباسی ردازان ردا پیدا شود برکوه اَخضَر طَیلسان
صفحهٔ ۱ از ۱۲