خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۵۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تازه و نو شد ز فر باد فروردین جهانخرم و خوش گشت کوه و دشت و باغ و بوستان
۲
کرد پنداری زمین را آسمان چون خویشتنکزگل و سبزه زمین دارد نهاد آسمان
۳
زند خواند هر زمان بلبل به باغ اندر همیزند باف است او به لفظ پارسی پازندخوان
۴
کوه شد چون پرنیان و لاله شد همچون علمسرخ نیکوتر علم چون سبز باشد پرنیان
صفحهٔ ۱ از ۱۴