شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۷۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون‌ کرد پیش‌آهنگ را در زیر محمل ساربانبر پشت پیش‌آهنگ شد از خیمه شمع کاروان
۲
آن چون مه ناکاسته چون ‌گلبن پیراستههمچون بهشت آراسته روشن چو خرم بوستان
۳
صافی تن او نسترن بویا بر او یاسمننازان قد او نارون رنگین لب او ناردان
۴
آن مایهٔ حُسن و لَطَف چون دُرّ پاک اندر صدفچون آفتاب اندر شرف در مهد عالی شد نهان
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth