شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۰۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن دندان چون پروین مرا شد دیده پر پروینوزان رخسار چون نسرین مرا شد دیده چون نسرین
۲
روا باشدکه نسرین خیزد از نسرین به طبع اندرولیکن‌ کی روا باشد که پروین خیزد از پروین
۳
اگر بنماید آن دلبر به چین و هند یک ساعتبریده زلف خَم در خَم شکسته جَعد چین در چین
۴
شود چون جعد او پرچین شود چون ‌زلف او پرخمرخ صورتگران هند و پشت بتگران چین
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth