شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۱۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زباغ و راغ به آسیب لشکر تِشرینگرفت راه هزیمت سپاه فروردین
۲
برون‌ کشید ز باغ و ز راغ رایت خویشچو دید بر سر کهسار رایت ‌تشرین
۳
چه رایتی است که تشرین زدست بر کهسارکه شد به لون دگر عالم بهشت آیین
۴
گرفت گونهٔ دینار دشت مینا رنگنهاد تودهٔ کافور کوه مشک‌آگین
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth