شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۱۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی خجسته و فرخنده باد فروردینبه فرخی و خوشی آمدی زخلد برین
۲
همه جهان ز تو پرحور عین شد ای عجبیبیامدند مگر بر پی تو حورالعین
۳
شنیده‌ای تو ز فردوس نغمهٔ داوداز آن کنی همه شب عندلیب را تلقین
۴
شد از نسیم تو هشیار مست آذرماهشد از صریر تو بیدار خفتهٔ تِشرین
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth