شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۲۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد رسول عید و مه روزه نام اوفرخنده باد بر شه‌گیتی سلام او
۲
سلطان جلال دولت باقی معز دینشاهی‌ که هست دولت و دین زیر نام او
۳
فال جهان خجسته شد و کار دین تماماز همت خجسته و عدل تمام او
۴
ایزد مقام دولت او ساخت از فلکجز وهم آدمی نرسد بر مقام او
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth