شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۲۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آسمان مُسَخّر حکمِ روانِ توکیوانِ پیر بندهٔ بخت جوان تو
۲
خورشید عالمی که به‌ هنگام بزم و رزمگه زین و گاه تخت بود آسمان تو
۳
گر در زمان مهدی ایمن شود جهانامروز ایمن است جهان در زمان تو
۴
هر روز بامداد همی دولت بلندبندد به دست خویش کمر بر میان تو
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth