خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۶۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو تو ندید و نبیند زمانه سلطانیچو تو نَبُود و نباشد به هیچ دورانی
۲
فلک نیارد دیگر چو تو خداوندیجهان نبیند دیگر چو تو جهانبانی
۳
هر آن کسی که پرستد به جز تو شاهی راهمی پرستد جز کردگار یزدانی
۴
به غرب تابع فرمان توست هر ملکیبه شرق بندهٔ فرمان توست هر خانی
صفحهٔ ۱ از ۵