خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۶۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا ماه گردونی سوارا سرو بستانیدل از دست خردمندان به ماه و سرو بِستانی
۲
اگر گردون بود مرکب به طلعت ماه گردونیوگر بستان بود مجلس به قامت سرو بستانی
۳
به آن زلفین شورانگیز مشک اندوده زنجیریبه آن مژگان رنگآمیز زهرآلوده پیکانی
۴
چو در مجلس قدح گیری بهار مجلسافروزیچو با عاشق سخن گویی نگار شَکّرافشانی
صفحهٔ ۱ از ۱۰