خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن روی به نیکویی خورشید جهانستیوان یار به زیبایی چون حور جنانستی
۲
خونخواره دو چشم او چون در نگرد شایدگویی که دو جادو را آهنگ به جانستی
۳
گر راز دو زلفینش ایام بدانستیشوریده شدی عالم خورشید نهان استی
۴
کافر بشدی مؤمن, مؤمن بشدی مرتدگر راه وصال او بر خلق بیانستی
صفحهٔ ۱ از ۲