شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۲

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیار فاخته مهرا شراب غالیه بویکه خاک غالیه رنگ است و روز فاخته‌گون
۲
تو با کرشمه طاوس پیش من بخراماگر ز سرما طاوس شد ز باغ برون
۳
چنانکه باز نسیمن گرفت بر سرکوهبگیر بازی کز حلق و برآید خون
۴
از آن ‌کفی‌ که چو موی حواصل آمد گرمقدح بده که جهان پر حواصِل است کنون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth