شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

مسمط

امیر معزی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قافلهٔ شب‌ گذشت صبح برآمد تمامباده شد اکنون حلال خواب شد اکنون حرام
۲
کاسه بدل شد به جام جام‌ بدل شد به کام‌خوشتر از این روزگار کو و کجا و کدام‌؟
۳
در قدح مشک‌بوی باده بیار ای غلاموز لب یاقوت رنگ بوسه بده ای پسر
۴
ای صنم چنگ زن چنگ سبک‌تر بزنپردهٔ مستان بدر راه قلندر بزن
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth