خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو به ترک تاز بردی دل مستمند ما رابه کمینه بندهٔ خود به از این نگر خدا را
۲
اگر از سر عنایت به چو من نیازمندینظری کنی به رحمت چه زیان کند شما را
۳
وگرت به خواب بینم نکنم دگر شکایتطمع وصال کردن به چه زهره و چه یارا
۴
تو چو غنچه زیر چادر به هزار ناز خفتهمن منتظر همه شب مترصدم صبا را
صفحهٔ ۱ از ۲