شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگویید ای مسلمانان که درمان چیست کارم راکه چشم بد رسید آخر نظام روزگارم را
۲
نکردم شکر ایّامی که با آرام دل بودمدرین غم اوفتادم رغم جانِ غم گسارم را
۳
نه روی وصل جانان را نه درمان درد هجران رانه محرم راز پنهان را نه پایان انتظارم را
۴
خلاصی گر چه مجنونم وصالی گر چه مهجورمهنوز این چشم می باشد دل امیدوارم را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth