خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاد به روی تو ام گرچه دلم شاد نیستشادی دل خود مرا در غم تو یاد نیست
۲
فریاد از دست تو داد بده داد دادوه که مرا بیش از این طاقت فریاد نیست
۳
گر به تماشای سیل رغبتت افتد بیاچشمه ی چشمم کم از دجله ی بغداد نیست
۴
بود ثباتی مرا در غم تو پیش از اینعاجزم اکنون که شد صبر ز بنیاد نیست
صفحهٔ ۱ از ۳