خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیستوز تو ام حاصل به جز هجران نافرجام نسیت
۲
گر من از آشفتگی شوری کنم معذور دارهر که را دل بر سر آتش بود ارام نیست
۳
دوزخی در سینه دارم زاتش هجران و دلگر بسوزد گو بسوز الحمدلله خام نیست
۴
شیشه ی ناموس اگر بر سنگ بدنامی زنمشیشه گو بشکن به حمدالله کفم بی جام نیست
صفحهٔ ۱ از ۳