خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جا که منم تا به خرابات بسی نیستلیکن چه کنم محرم این راز کسی نیست
۲
بر سر بتوان رفت به منزل گه محبوبسهل است پیاده بروم گر فَرَسی نیست
۳
پنداشتم اوّل که مرا خاص مراییدر هیچ سری نیست که از تو هوسی نیست
۴
بی دوست بهشتم به چه کارست و نه مردمگر بر دل من هر دو جهان جز حرسی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲