خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان گوشۀ دهن که شکر می کنی نثاریک بوسه بی مِکاس بده جانِ من بیار
۲
گردن مکش نغوله بده کودکی مکندر چاشنیِ بوسه غرض نیست سر در آر
۳
لایق بود بر آمده تا بر لبِ تو میمن هم چو چشمِ مستِ تو افتاده در خمار
۴
کوته مدار دستِ من از لب که دور بادگل زارِ عارضت ز زبانِ درازِ خار
صفحهٔ ۱ از ۳