خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز کوی تو آواره کرد بخت نفورز روی خوب تو دورم که چشم بد ز تو دور
۲
به کام دشمنم از کوی دوست آوارهز دوستان حسود و ز دشمنان غیور
۳
به اتفاق امم حور در بهشت بودولی بهشت من آنجا بود که باشد حور
۴
شمایل تو در آیینهٔ دو چشم من استبه حکم عشق نه تو غایبی نه من مهجور
صفحهٔ ۱ از ۳