خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بلای عشق تو ناگه ز در درآمد بازمدار دور سلامت مگر سرآمد باز
۲
حُبوب مهر تو در کشت زار سینهٔ منبرست و تخم پراکند و در برآمد باز
۳
خدنگ غمزهٔ تو بر دلم به نسبت حالهزار بار زهر بار خوشتر آمد باز
۴
دلم اگر چه برفت از ستیز تو یک چندولی به عجز چو خسرو ز شکر آمد باز
صفحهٔ ۱ از ۲