خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چنان که تو دانی و من به خلوت رازشبی دگر به مراد دلت ببینم باز
۲
هزار بار به پایت درافتم از سر دردبه دیده خاک درت بستُرم به سد اعزاز
۳
تو همچو خرمنِ گل پیش و من چو بلبل مستبه لابه میکنم از سوز سینه غم پرداز
۴
مرا نماز به محراب طاق ابروی توستبه هیچ شرع روا نیست در دو قبله نماز
صفحهٔ ۱ از ۳