خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلالِ خضر و شبِ خلوت و حریفِ موافقوَ اِن یَکاد بخوان دفعِ چشم زخمِ منافق
۲
شبی که رشک برو روز عید برد و عجب اینکه شد زمانه مغنّیِ وقت و بخت موافق
۳
چو عشق داد پناهت به بادبانِ عنایتز راهِ مرتبه بر سدره کش طنابِ سرادق
۴
ز من مدارید ای عاقلان به خیر توقّعاگر خلافِ خرد می کنم که مستم و عاشق
صفحهٔ ۱ از ۴