شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۷۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل آخر نشدی سیر ز محنت ای دلبه سرِ کویِ بلا بیش مکن سر منزل
۲
چند گویی ز دهان و لب و چشم و خط و خالچند گویی ز ختا و ختن و چین و چگل
۳
می زنم سر به سر از دستِ تو با دیو و بلیسمی روم در به در از کرده ی تو خوار و خجل
۴
منزلم بر سرِ آتش بود و از گریهسیلِ خون می رودم در عقب از هر محمل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth