خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بر یادِ لبش در مسکراتمخضر بر چشمۀ آبِ حیاتم
۲
اگر در مسکراتم وجد باشدوگر در وجد باشد مسکراتم
۳
به وجهی بت پرستم زان که دایمخیالِ او بود عزّی ولاتم
۴
همین تا دم زنم خیلِ خیالشفرو گیرند حالی شش جهاتم
صفحهٔ ۱ از ۳