شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای امیدم به تو نومید مکن از خویشمناشکیبم ز تو بردار حجاب از پیشم
۲
آرزومندی و بی صبری و مشتاقی و غمکم نمی گردد و هر دم به تو مایل بیشم
۳
روی شیرین نفسی بی مگسی نادیدهمی زنم زار چو فرهاد سری بر تیشم
۴
سر و جان جمله فدای قدمت خواهم کردبیش از این دست رِسَم نیست که بس درویشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth