شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بساز بر بط و برزن رهِ قلندریانقلندری چو بگفتی چه حاجت است بیان
۲
ز دستِ ساقیِ وحدت بنوش باده شوقز خویشتن به در آی و عیان ببین به عیان
۳
گرت به بت‌کده خواند کمر زدین بگشایورت به کفر اشارت کند ببند میان
۴
که گر گناه به فرمان کنی بود طاعتو گر خلاف کنی طاعتت بود عصیان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth