خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا ز دیده چه حاصل مگر به رویِتو دیدنمرا چه فایده از دل مگر ز جز تو بریدن
۲
مرا ز کفر وز دین بس من و غمِ تو ازین پسنه لایق است به هر کس محبّتِ تو گُزیدن
۳
وجود تا نسپارد محلِ راز نداردهواپرست نیارد به صحبتِ تو رسیدن
۴
ترا به جز تو نداند که عقل خیره بماندکدام دیده تواند به رویِ تو نگریدن
صفحهٔ ۱ از ۳