خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عشق میتوانی بر کلّ و جزوِ ما زنحاجاتِ ما روا کن فالی برین دعا زن
۲
هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردانپس چون تمام کردی بر بدوِ انتها زن
۳
ساقی ز پای منشین جامی به دستِ ما دهز آبِ حیات آتش در کلّههایِ ما زن
۴
چون باده در قنینه یعنی در آبگینهاز ما ببر غمِ دل با ما دمِ صفا زن
صفحهٔ ۱ از ۳