شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اهل تو بازار گوهر بشکندزلف تو ناموس عنبر بشکند
۲
درّ دندان تو خون صف برکشدشکّر اندر قلب لشکر بشکند
۳
رنگ خون پیدا شود بر چهره اتچون صبا زلف ترا سربشکند
۴
هر که در بندد دری در کوی صبرحلقة زلف تو آن در بکشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth