خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نگارم رای رفتن می زندعشقش آتش در دل من می زند
۲
هجر او خون دل من می خوردوصل او می بیند و تن می زند
۳
می خورم سیلیّ محکم از غمشایمه، سیلی چه؟که گردن می زند
۴
خطّ و رخسارش تو پنداری کسیغالیه در برگ سوسن می زند
صفحهٔ ۱ از ۳