شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بتو چشم نکویی روشنوی ز تو خانۀ دلها گلشن
۲
بسته‌ام در سر زلفین تو دلمشکن آن زلف و دلم را مشکن
۳
هر سیاهی که رخت با من کرداندر آمدش همه پیرامن
۴
خط خود بر رخ خوب تو نوشتحسن چون دیدش وجهی روشن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth