خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۸ - و له ایضا فی رمد عینه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم ز درد چشم بجان آمد از عذابیا رب چه دید خواهم ازین چشم دردیاب ؟
۲
هر شب زروشنایی خود، تا سپیده دمسوزان در آب دیده چو شمعم ز درد و تاب
۳
انسان عین گشت چو فرزند ناخلفبودنش رنج خاطر و نابودنش عذاب
۴
در چشم من ز بس که شد آهخته تیغباگویی یکیست چشم من و چشم آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۱۴