خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۲۴ - و قال ایضآ یمدح الصّدر المعظّم فخر الدّین
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مپرس کز تو چگونه شکستهدل برگشتمه چهارده چون با رُخت برابر گشت
۲
ز شرم روی تو سر در جهان نهاد چنانکه تا قیامت خواهد به عالم اندر گشت
۳
پدید شد ز هلال استخوان پهلوی اوز بس که ماه ز رَشک تو زرد و لاغر گشت
۴
چو مه چنین بود از رشک تو چگونه بوَد؟کسی که عاشق آن روی ماهپیکر گشت؟
صفحهٔ ۱ از ۱۴